پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۴

گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد

لاله از شوق تو همچون شمع گردن می کشد

هرچه با دل کرده بودم، یافتم از عشق تو

انتقام سنگ را آتش ز آهن می کشد

در شکست خویش با این عاجزی دستم قوی ست

شیشه ی من سنگ از مشت فلاخن می کشد

خامه ی نقاش را ماند چراغ کلبه ام

کز نشان دود بر دیوار، سوسن می کشد

با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام

انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد

اهل حکمت، چاره ی فاسد به افسد می کنند

از کف پا خار بیرون نوک سوزن می کشد

رفتنم را غیر گر مانع شود از مهر نیست

از محبت کی کسی را خار دامن می کشد

زاهدان را می دهد جامی که هوش از سر برد

از کدوی خشک، پیر دیر روغن می کشد

در پی آزار پاکان است از بس روزگار

جوهری چون رشته گوهر را به سوزن می کشد

هرکه جامی خورد، من دارم خمارش را سلیم

انتقام دیگران را چرخ از من می کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۶یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
  2. شمارهٔ ۵۶۷اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
  3. شمارهٔ ۵۶۸اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
  4. شمارهٔ ۵۶۹نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
  5. شمارهٔ ۵۷۰مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند
  6. شمارهٔ ۵۷۱عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
  7. شمارهٔ ۵۷۲چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
  8. شمارهٔ ۵۷۳خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.