پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶۲

نماند باده و آن تندخو نمی‌آید

بهار آمد و گل رفت و او نمی‌آید

خمار همچو منی را شکستن آسان نیست

کجاست خم که ز دست سبو نمی‌آید

چه سود جلوهٔ خوبان، که از حجاب مرا

نظر بر آینه کردن ز رو نمی‌آید

چو فاخته نکنم یاد ناله‌ای هرگز

که موج سرمه ز دل تا گلو نمی‌آید

ز شوخ‌چشمی گل‌های این چمن، بلبل

ز بس که تر شده، پرواز ازو نمی‌آید

سلیم مشکل اگر افتدم گذر به وطن

به سوی چشمه دگر آب جو نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۴گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
  2. شمارهٔ ۵۶۵آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
  3. شمارهٔ ۵۶۶یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
  4. شمارهٔ ۵۶۷اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
  5. شمارهٔ ۵۶۸اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
  6. شمارهٔ ۵۶۹نه جا در باغ و بستانی، نه ره در گلشنی دارند
  7. شمارهٔ ۵۷۰مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند
  8. شمارهٔ ۵۷۱عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.