پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۹

به دل هر چیز بیند عشق آتشخو بسوزاند

ز گرمی در تن بیمار این تب، مو بسوزاند

به هندستان ز ما آیین دیگر در میان آمد

شود عاشق چو خواهد خویش را هندو بسوزاند

رود سوی چمن گر باد دامان نقاب او

به ناف غنچه همچون نافه رنگ و بو بسوزاند

چو لاله هر گل دیبای بستر را بود داغی

ز بس سوزد دلم، هر جا نهم پهلو بسوزاند

ترا خود حسرت چشم سیاهی نیست در خار

پلنگ این داغ ها بگذار تا آهو بسوزاند

سلیم امید دوزخ داردم خوشدل، مگر طالع

پس از مرگم به کام خویش چون هندو بسوزاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۱چو آهم گرم گردد، دوست از دشمن نمی‌داند
  2. شمارهٔ ۵۶۲نماند باده و آن تندخو نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۵۶۳از خون خویش می به ایاغ تو می کنند
  4. شمارهٔ ۵۶۴گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
  5. شمارهٔ ۵۶۵آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
  6. شمارهٔ ۵۶۶یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
  7. شمارهٔ ۵۶۷اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
  8. شمارهٔ ۵۶۸اهل عالم که ز اقبال هما می گویند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.