پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۶

من این دردی که دارم چاره‌اش آن سیمتن باشد

علاج ضعف بیماران دل، سیب ذقن باشد

چو هندو از برای سوختن عشاق می‌میرند

ره دوزخ مرا دلکش تر از راه چمن باشد

به معشوق کسی هرگز ندارم ذوق آمیزش

به بلبل می‌دهم گل را، اگر در دست من باشد

به خوبان آشکارا عیش کردن، می‌کند داغم

به سرمه رشک من بیش از عبیر پیرهن باشد

کسی حرفی نمی‌گوید کزان صد عیب ظاهر نیست

عجب در نامهٔ راز خموشان گر سخن باشد

به یکتایی سلیم امروز در آفاق مشهورم

چو من مرغ نواسازی کجا در هر چمن باشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۸لبت چون غنچه دلتنگی ندارد
  2. شمارهٔ ۵۵۹به دل هر چیز بیند عشق آتشخو بسوزاند
  3. شمارهٔ ۵۶۰در عشق دلم را به جبین نقش وفا بود
  4. شمارهٔ ۵۶۱چو آهم گرم گردد، دوست از دشمن نمی‌داند
  5. شمارهٔ ۵۶۲نماند باده و آن تندخو نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۵۶۳از خون خویش می به ایاغ تو می کنند
  7. شمارهٔ ۵۶۴گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
  8. شمارهٔ ۵۶۵آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.