پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۷

سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد

غبار کوی تو رنگی به روی ما آورد

جهان سفله اگر داد جرعه ی آبی

همان نفس چو می آن را به روی ما آورد

رسید لشکر خط، عاشقان ز جا رفتند

جهان ترا به سر گفتگوی ما آورد

به می فروش بگویید رحم خوش چیزی ست

خمار، رعشه به دست سبوی ما آورد

سلیم قطره ی آبی نمی توان خوردن

چه دست بود که غم بر گلوی ما آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۹دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
  2. شمارهٔ ۵۵۰دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
  3. شمارهٔ ۵۵۱در چمن شمشاد من گر شانه بر کاکل زند
  4. شمارهٔ ۵۵۲قلم من که سخن با ورق دل دارد
  5. شمارهٔ ۵۵۳می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند
  6. شمارهٔ ۵۵۴به هر چمن که دلم با فغان درون آید
  7. شمارهٔ ۵۵۵به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد
  8. شمارهٔ ۵۵۶من این دردی که دارم چاره‌اش آن سیمتن باشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.