پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۸

با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟

گردید سایه پست، چو خورشید شد بلند

دارد سری به سینه ی مجروح عاشقان

هرجا که ناخنی چو مه عید شد بلند

موج شراب، دام تذرو سعادت است

از فیض جام، پایه ی جمشید شد بلند

تعجیل آفت است، که هم بیشتر نماند

سرو چمن که دیرتر از بید شد بلند

ایام می دهد به شهان، هرچه می دهد

دست تو ای گدا به چه امید شد بلند؟

انگشت اگر کسی به لب جام زد سلیم

شور و فغان ز تربت جمشید شد بلند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۰دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
  2. شمارهٔ ۵۵۱در چمن شمشاد من گر شانه بر کاکل زند
  3. شمارهٔ ۵۵۲قلم من که سخن با ورق دل دارد
  4. شمارهٔ ۵۵۳می کشان در انجمن چون حرف لعل او زنند
  5. شمارهٔ ۵۵۴به هر چمن که دلم با فغان درون آید
  6. شمارهٔ ۵۵۵به بزم وصل، دل من ز جا نمی جنبد
  7. شمارهٔ ۵۵۶من این دردی که دارم چاره‌اش آن سیمتن باشد
  8. شمارهٔ ۵۵۷به عمر خضر تغافل ز بی نیازی کرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.