پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۶

آیینه از خیال رخش آفتاب شد

جام تهی ز یاد لبش پر شراب شد

ساقی به دست او برسان زود باده را

کز حسرت لبش دل پیمانه آب شد

در باغ بی لب تو کشیدم ز سینه آه

بر شاخ، غنچه چون دل بلبل کباب شد

با چشم تر به یاد تو رفتیم ازین جهان

چون طفل خردسال که گریان به خواب شد

بی طاقتی به کار محبت مکن سلیم

سیماب، کشته از سبب اضطراب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۸بس که بر من چشم او افسون سودا می دمد
  2. شمارهٔ ۵۳۹گل از هوای تو در رنگ و بو نمی‌گنجد
  3. شمارهٔ ۵۴۰از بزم می چو آن قد رعنا بلند شد
  4. شمارهٔ ۵۴۱چون گل ز پاره ی دلم اسباب داده اند
  5. شمارهٔ ۵۴۲گلستان را سرو نوخیز قدش آباد کرد
  6. شمارهٔ ۵۴۳زلفت ز من حزین گریزد
  7. شمارهٔ ۵۴۴ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
  8. شمارهٔ ۵۴۵بی‌نیازی عارفان را کارسازی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.