پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۸

بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود

شانه در زلف تو از موی میان بیرون رود

می روی از باغ و گل ها را پریشان می کنی

چون عزیزی کز میان دوستان بیرون رود

چون بسوزم، هر نفس خاکسترم از شوق گل

بی نسیمی همچو دود از آشیان بیرون رود

گر گل از بلبل حجابی می کند باور مکن

باش چندان کز گلستان باغبان بیرون رود

نه همین تنها ره کنعان زلیخا بسته است

می برد غیرت به هر سو کاروان بیرون رود

بس که دارم یار دور افتاده ای در هر دیار

می روم از خود، به هر سو کاروان بیرون رود

ذوق مستی آن کسی دارد که چون بلبل سلیم

در بهار آید به باغ و در خزان بیرون رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۰خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد
  2. شمارهٔ ۵۳۱صبرم از درد تو تکلیف مداوا می‌کند
  3. شمارهٔ ۵۳۲دل بی‌لبت شکفته به ساغر نمی‌شود
  4. شمارهٔ ۵۳۳نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید
  5. شمارهٔ ۵۳۴دگر عشق بر جان غم پرورم زد
  6. شمارهٔ ۵۳۵کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد
  7. شمارهٔ ۵۳۶آیینه از خیال رخش آفتاب شد
  8. شمارهٔ ۵۳۷بعد ازین از باغ در گلخن وطن خواهیم کرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.