پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۶

هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند

غیر عنقا هرچه در دام آید، آزادش کند

غیر تیشه حربه ای خسرو نمی گیرد به دست

اندکی مانده که شیرین همچو فرهادش کند

روزگارم قدر نشناسد ز نادانی، که طفل

گنج نامه گر بیابد، کاغذ بادش کند

مرغ ما را تاب بی پروایی صیاد نیست

کاشکی بر گرد سر گردانده آزادش کند

از فراموشان زیر خاک بودن مشکل است

وقت آن کس خوش که چون میرد، کسی یادش کند

هرکه بیمار غم عشق بتان باشد سلیم

بر سر بالین اجل بنشیند و یادش کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۸بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
  2. شمارهٔ ۵۲۹کرده‌ام در گوشهٔ ایران قناعت کار خود
  3. شمارهٔ ۵۳۰خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد
  4. شمارهٔ ۵۳۱صبرم از درد تو تکلیف مداوا می‌کند
  5. شمارهٔ ۵۳۲دل بی‌لبت شکفته به ساغر نمی‌شود
  6. شمارهٔ ۵۳۳نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید
  7. شمارهٔ ۵۳۴دگر عشق بر جان غم پرورم زد
  8. شمارهٔ ۵۳۵کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.