پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۹

از نکهت تو باده ره هوش می زند

گل را حدیث روی تو بر گوش می زند

در آه و ناله مصلحت خویش دیده ایم

از پختگی ست گر می ما جوش می زند

مغرور صبر خویش مشو در جفای دوست

انگشت، عشق بر لب خاموش می زند

چندان که همچو دف ز جهان ناله می کنم

سیلی همان مرا به بناگوش می زند

زاهد چو حرف توبه به من می زند سلیم

هر دم سبوی باده به من دوش می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۱نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند
  2. شمارهٔ ۵۲۲مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
  3. شمارهٔ ۵۲۳ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
  4. شمارهٔ ۵۲۴غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می‌آید
  5. شمارهٔ ۵۲۵فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد
  6. شمارهٔ ۵۲۶هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
  7. شمارهٔ ۵۲۷لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
  8. شمارهٔ ۵۲۸بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.