پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۳

ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد

فغان که مهر سلیمان ز کف در آب افتاد

به وعده کار فتاده ست عاشقان ترا

گذار قافله ی تشنه بر سراب افتاد

گذشت هجر به من، تا وصال او چه کند

چراغ صبحم و کارم به آفتاب افتاد

رخ تو از عرق شرم می برد هوشم

لطیف تر بود آن گل که در گلاب افتاد

سلیم، هند جگرخوار خورد خون مرا

چه روز بود که راهم به این خراب افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۵فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد
  2. شمارهٔ ۵۲۶هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
  3. شمارهٔ ۵۲۷لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
  4. شمارهٔ ۵۲۸بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
  5. شمارهٔ ۵۲۹کرده‌ام در گوشهٔ ایران قناعت کار خود
  6. شمارهٔ ۵۳۰خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد
  7. شمارهٔ ۵۳۱صبرم از درد تو تکلیف مداوا می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۳۲دل بی‌لبت شکفته به ساغر نمی‌شود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.