پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲۱

نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند

هر گره در زلف، کار چین ابرو می‌کند

بی‌دماغی کرده است از بس که حالم را خراب

حیرتی دارم که گل را چون کسی بو می‌کند؟

چون گل رعنا رخش با لاله هرجا چهره شد

رنگ روی زرد من هم، پشتی او می‌کند

در تمام عمر سازد جمع، برگ سوختن

زندگانی این چنین باید که هندو می‌کند

خندهٔ مستانه حد کیست در باغ جهان؟

محتسب اینجا دهان غنچه را بو می‌کند

مرد، می‌باید که پا محکم کند اینجا سلیم

شیر دیبا را نهیب عشق، آهو می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۳ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
  2. شمارهٔ ۵۲۴غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می‌آید
  3. شمارهٔ ۵۲۵فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد
  4. شمارهٔ ۵۲۶هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
  5. شمارهٔ ۵۲۷لاله ای هرجا که بیند، داغ ما روشن شود
  6. شمارهٔ ۵۲۸بر رخت راه نگاه از گلستان بیرون رود
  7. شمارهٔ ۵۲۹کرده‌ام در گوشهٔ ایران قناعت کار خود
  8. شمارهٔ ۵۳۰خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.