پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۷

رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند

نامت نمی‌برم که دلم گوش می‌کند

آیینه را وصال تو خوش روی داده است

عشرت همیشه رند نمدپوش می‌کند

بال هما به شهپر مصرع نمی‌رسد

دولت ازان طلب که سخن گوش می‌کند

صورت نبست در دل ما کینهٔ کسی

آیینه هر چه دید، فراموش می‌کند

خواهد سلیم چید گلی از وصال او

خمیازه سخت خدمت آغوش می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۹از نکهت تو باده ره هوش می زند
  2. شمارهٔ ۵۲۰دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
  3. شمارهٔ ۵۲۱نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند
  4. شمارهٔ ۵۲۲مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
  5. شمارهٔ ۵۲۳ز دست رفت دل و در پی شراب افتاد
  6. شمارهٔ ۵۲۴غبار خط نوخیزت ز سوی مشک می‌آید
  7. شمارهٔ ۵۲۵فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد
  8. شمارهٔ ۵۲۶هرکه شوق طایر وصل تو صیادش کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.