پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۳

خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند

بر دل خسته ی مرهم طلبان الماسند

بود آلوده تن اهل ریا چون ماهی

غوطه زن گرچه به دریا همه از وسواسند

چیست در قید فلک حال خلایق، دانی؟

مور چندی که گرفتار طلسم طاسند

راحتی نیست چه در مرگ و چه در هستی ما

کفن و جامه همه از سر یک کرباسند

سوی ایران نتوانم روم از هند، سلیم

تیره بختان همه جا در گرو افلاسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
  2. شمارهٔ ۵۱۶خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
  3. شمارهٔ ۵۱۷رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند
  4. شمارهٔ ۵۱۸ساقی دلگشای ما آمد
  5. شمارهٔ ۵۱۹از نکهت تو باده ره هوش می زند
  6. شمارهٔ ۵۲۰دل به تدبیر رهایی چو به سویم بیند
  7. شمارهٔ ۵۲۱نه همین نازش مرا منع از رخ او می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۲۲مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.