پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد

دوری ست نشأه ای که فراموشی آورد

رازی ست راز عشق که با هم دو گوش را

همچون کمان حلقه به سرگوشی آورد

از ناله در خمار به تنگ آمدم، کجاست

یک سرمه دان شراب که خاموشی آورد

تا هوش هست در سر من، گریه می کنم

کو یک دو جام باده که بیهوشی آورد

یک حرف نشنوی زمن و غیر سوی خویش

گوش ترا گرفته به سرگوشی آورد

بر یاد ما پیاله بنوشید همدمان

اما نه آن قدر که فراموشی آورد

تجرید را ز دست برآید مگر سلیم

کآیینه را برون ز نمدپوشی آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲کجاست عشق که آتش فروز آه شود
  2. شمارهٔ ۵۱۳خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
  3. شمارهٔ ۵۱۴باده در جام خمار من دلگیر کنید
  4. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
  5. شمارهٔ ۵۱۶خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
  6. شمارهٔ ۵۱۷رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند
  7. شمارهٔ ۵۱۸ساقی دلگشای ما آمد
  8. شمارهٔ ۵۱۹از نکهت تو باده ره هوش می زند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.