پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۹

فلک دایم به قصد مردم وارسته می‌گردد

چو صیادی که در دنبال صید خسته می‌گردد

درین گلشن مرا بر ساده‌لوحی خنده می‌آید

که دارد مشت خاری وز پی گلدسته می‌گردد

ز بی‌تابی سوی مقصود نتواند کسی ره برد

پی اسباب خانه، دزد ازآن آهسته می‌گردد

ز حرف او زبان من مددکار سخن‌چین است

چو آن نخلی که شاخ او تبر را دسته می‌گردد

ز چشم خوبرویان، ای غزال مشکبو دایم

به دنبال تو صد صیاد ترکش بسته می‌گردد

سلیم آن بی‌وفا زان چشم می‌پوشد ز حال من

که چشم هرکه بر این خسته افتد، خسته می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۱بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید
  2. شمارهٔ ۵۱۲کجاست عشق که آتش فروز آه شود
  3. شمارهٔ ۵۱۳خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
  4. شمارهٔ ۵۱۴باده در جام خمار من دلگیر کنید
  5. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
  6. شمارهٔ ۵۱۶خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
  7. شمارهٔ ۵۱۷رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند
  8. شمارهٔ ۵۱۸ساقی دلگشای ما آمد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.