پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۸

کار من خراب ندانم کجا رسد

موجی اگر به کلبه ام از بوریا رسد

دور فلک به کام حریفان دیگر است

نوبت به ما عجب که درین آسیا رسد

صد حرف می زنیم به آن بی وفا، ولی

هرگز چنان نشد که به یک حرف وارسد

یابد مگر به بادیه زاغ استخوان ما

جایی نمرده ایم که آنجا هما رسد

قمری کجا و نغمه ی آزادگان؟ کجاست

طوقی که همچو سرمه به فریاد ما رسد

از عشق در قلمرو دل خرمی نماند

سوزد به هر کجا نفس اژدها رسد

خورشید را سلیم در آن کوچه راه نیست

آنجا چگونه این دل بی دست و پا رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۰مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد
  2. شمارهٔ ۵۱۱بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید
  3. شمارهٔ ۵۱۲کجاست عشق که آتش فروز آه شود
  4. شمارهٔ ۵۱۳خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
  5. شمارهٔ ۵۱۴باده در جام خمار من دلگیر کنید
  6. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
  7. شمارهٔ ۵۱۶خرم آن روزی که یاری جانب یاری رود
  8. شمارهٔ ۵۱۷رشکم ز گفتگوی تو خاموش می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.