پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۶

هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود

کز دلم تا بگذرد پیکان چو سوزن می‌شود

بسته راه روشنی بر کلبهٔ تاریک ما

گر سراسر چون کبوترخانه، روزن می‌شود

در شکستم مصلحت‌ها هست، ورنه در جهان

هرکجا فتحی‌ست چون شمشیر از من می‌شود

مشرب پروانه دارم در طریق دوستی

شاد می‌گردم چراغ هرکه روشن می‌شود

عشق در هرجا که رسم چرب نرمی عام کرد

سنگ بر اندام مینا موم روغن می‌شود

گوشهٔ چشمی اگر باشد ازو، در زیر تیغ

عاشقان را پوست بر اندام، جوشن می‌شود

مدعا از اعتبار سرمه می‌دانی که چیست

یعنی از حسن سیاهان، چشم روشن می‌شود

خستگان از بس که می‌میرند در زندان عشق

هر زمان در کوچهٔ زنجیر، شیون می‌شود

اختر اهل سخن، شمع ره آوارگی‌ست

سنگ موزون بیشتر سنگ فلاخن می‌شود

این بود گر آتش گل، هفتهٔ دیگر سلیم

گلشن از خاکستر مرغان چو گلخن می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۸کار من خراب ندانم کجا رسد
  2. شمارهٔ ۵۰۹فلک دایم به قصد مردم وارسته می‌گردد
  3. شمارهٔ ۵۱۰مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد
  4. شمارهٔ ۵۱۱بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید
  5. شمارهٔ ۵۱۲کجاست عشق که آتش فروز آه شود
  6. شمارهٔ ۵۱۳خودپرستند بتان، خیل خدا نشناسند
  7. شمارهٔ ۵۱۴باده در جام خمار من دلگیر کنید
  8. شمارهٔ ۵۱۵بازم از ابر قدح برقی به خرمن ریختند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.