پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۱

روز بی‌معشوق و شب بی‌جام گلگون می‌رود

می‌رود عمر سبک‌خیز و ببین چون می‌رود

از ملاقات سرشکم عمرها رفت و هنوز

چون گلوی صید بسمل ز آستین خون می‌رود

در بیابان جنون از بس که گرم جستجوست

خار می‌سوزد اگر در پای مجنون می‌رود

برنمی‌تابد تن روشندلان بار لباس

از نمد آیینه‌ام چون آب بیرون می‌رود

قطعه‌ای از خاک یونان است پای خُم سلیم

طفل اگر آید به درس اینجا، فلاطون می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۳یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود
  2. شمارهٔ ۵۰۴لب تو ساغر می را نمک به کار کند
  3. شمارهٔ ۵۰۵چو می فروش به مینا شراب ناب کند
  4. شمارهٔ ۵۰۶هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود
  5. شمارهٔ ۵۰۷چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود
  6. شمارهٔ ۵۰۸کار من خراب ندانم کجا رسد
  7. شمارهٔ ۵۰۹فلک دایم به قصد مردم وارسته می‌گردد
  8. شمارهٔ ۵۱۰مشکل که یاد ما به قدح نوشی آورد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.