پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۰

فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شد

اگر دانه نداند، آسیا داند چه خواهد شد

خزانی هست در دنبال هر فصل بهاری را

درین گلشن همین برگ حنا داند چه خواهد شد

دلم را جز پریشانی نصیبی نیست در عالم

به این طالع، گرفتم کیمیا داند، چه خواهد شد

چنین کز روی بی مهری و بی پروایی ای بدخو

تو حالم را نمی دانی، خدا داند چه خواهد شد

تغافل می کند بر من سلیم از ذوق می میرم

اگر چشمش نگاه آشنا داند چه خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۲یک تن به جهان خاطر وارسته ندارد
  2. شمارهٔ ۵۰۳یاد ایامی که بلبل چون من محزون نبود
  3. شمارهٔ ۵۰۴لب تو ساغر می را نمک به کار کند
  4. شمارهٔ ۵۰۵چو می فروش به مینا شراب ناب کند
  5. شمارهٔ ۵۰۶هرکه دلتنگ است کی در عشق چون من می‌شود
  6. شمارهٔ ۵۰۷چو حسن پرده گشا از پی نظاره شود
  7. شمارهٔ ۵۰۸کار من خراب ندانم کجا رسد
  8. شمارهٔ ۵۰۹فلک دایم به قصد مردم وارسته می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.