پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۱

ز دام عشق کی آزادی‌ام هوس باشد

که رخنه در دلم از رخنهٔ قفس باشد

چه می کند چمن عیش ما بهاری را

که همچو فصل گل صبح، یک نفس باشد

درین چمن چه کنی فکر آشیان که درو

بنفشه را سر پرواز چون مگس باشد

ز بخت خویش چه نقصان که نیست در کارم

چو می فروش که همسایه ی عسس باشد

سلیم توبه ز می کرده ام، ولی در بزم

کسی که می دهدم جام، تا چه کس باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۳هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
  2. شمارهٔ ۴۹۴جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رود
  3. شمارهٔ ۴۹۵تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
  4. شمارهٔ ۴۹۶اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۴۹۷کسی را در فغان ناله چون محبوب می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۴۹۸نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد
  7. شمارهٔ ۴۹۹لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند
  8. شمارهٔ ۵۰۰فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.