پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد

بلندانداز باشد، گرچه دست کوتهی دارد

زلیخا بست راه مصر را، اما نمی داند

به کنعان یوسف از هر تار پیراهن رهی دارد

اگر حسرت برد صید حرم از رشک، می شاید

بر آن بسمل که همچون کوی او قربانگهی دارد

ز باد احوال یوسف من خود ای یعقوب نشنیدم

ولی دانم که بلبل در گلستان چهچهی دارد

سلیم آهم دلیل ترکتاز عشق او باشد

غبار این بیابان مژده از خیال شهی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رود
  2. شمارهٔ ۴۹۵تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
  3. شمارهٔ ۴۹۶اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد
  4. شمارهٔ ۴۹۷کسی را در فغان ناله چون محبوب می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۴۹۸نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد
  6. شمارهٔ ۴۹۹لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند
  7. شمارهٔ ۵۰۰فلک انجام کاروبار ما داند چه خواهد شد
  8. شمارهٔ ۵۰۱روز بی‌معشوق و شب بی‌جام گلگون می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.