پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۰

چون مست من سوار به عزم شکار شد

شیر از پی گریز به آهو سوار شد!

بر من گذشت سروی و از شوق دامنش

همچون چنار دست من از کاروبار شد

می را بود به خون سیاووش نسبتی

هرجا که فتنه ای ست ازو آشکار شد

بالید چون حباب تن ناتوان من

آب و هوای میکده ام سازگار شد

در نافه مشک کهنه چو شد، خاک می شود

در دیده ام خیال خط او غبار شد

دیگر سلیم موسم شور جنون رسید

دیوانه مژده باد که فصل بهار شد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۲دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
  2. شمارهٔ ۴۹۳هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
  3. شمارهٔ ۴۹۴جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رود
  4. شمارهٔ ۴۹۵تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
  5. شمارهٔ ۴۹۶اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد
  6. شمارهٔ ۴۹۷کسی را در فغان ناله چون محبوب می‌خواهد
  7. شمارهٔ ۴۹۸نسیم صبحدم از موسمی نوید دهد
  8. شمارهٔ ۴۹۹لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.