پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۸

دل حزین عجبی نیست کز نوا افتد

اگر شکسته شود، کوه از صدا افتد

بهانه جوست خطر در قلمرو دل ها

شود شکسته گر آیینه، از صفا افتد

خدا به راه تو ننماید آنکه چون موسی

شکستگان ترا کار با عصا افتد

هزار ساله رهم دور شد ز یک تقصیر

رود چو پای کس از پیش، بر قفا افتد

عزیمت سفر، آواره ی محبت را

چو سیر تیر هوایی ست، تا کجا افتد

به فکر وصل تو شد صرف، حاصل عمرم

چو مفلسی که به سودای کیمیا افتد

سلیم، یار سفر کرد و غیر می آید

بلاست کار چو برعکس مدعا افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۰چون مست من سوار به عزم شکار شد
  2. شمارهٔ ۴۹۱ز دام عشق کی آزادی‌ام هوس باشد
  3. شمارهٔ ۴۹۲دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
  4. شمارهٔ ۴۹۳هیچ کس یک قطره آبم غیر چشم تر نداد
  5. شمارهٔ ۴۹۴جلوه را زیور نباید چون به آیین می‌رود
  6. شمارهٔ ۴۹۵تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
  7. شمارهٔ ۴۹۶اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می‌خواهد
  8. شمارهٔ ۴۹۷کسی را در فغان ناله چون محبوب می‌خواهد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.