پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

حریر شعله ی ما را در آب می بافند

کتان ما به شب ماهتاب می بافند

نصیحت دل ما می کنند مردم، بین

که دام از پی مرغ کباب می بافند

برای شعله ی عریان آه ما افلاک

لباس برق ز تار شهاب می بافند

به عشق، خواب هوس می کنی؟ برو غافل

به کارخانه ی مخمل که خواب می بافند!

ستارگان، کفن خلق را سلیم ببین

چو عنکبوت چه با اضطراب می بافند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
  2. شمارهٔ ۴۸۴برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
  3. شمارهٔ ۴۸۵نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی‌گنجد
  4. شمارهٔ ۴۸۶رفت اشکم که سری بر گذر یار کشد
  5. شمارهٔ ۴۸۷دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید
  6. شمارهٔ ۴۸۸دل حزین عجبی نیست کز نوا افتد
  7. شمارهٔ ۴۸۹همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می‌چکد
  8. شمارهٔ ۴۹۰چون مست من سوار به عزم شکار شد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.