پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد

هما به گرد سر مرغ نامه بر گردد

اگر نمی طلبد در حریم دیده ترا

سرشک بهر چه در چشمم این قدر گردد

تو چون خرام کنی، گر کسی دگر نبود

چو دود شمع، ترا سایه گرد سر گردد

نگاهم از سر مژگان نمی کند پرواز

چنین بود چو پر و بال مرغ، تر گردد

چنین که محو تماشای صورتی چون طفل

ترحم است به حالت، ورق چو برگردد

بجز غبار دل خود سلیم چیزی نیست

که همچو سیل مرا توشه ی سفر گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۴۸۶رفت اشکم که سری بر گذر یار کشد
  3. شمارهٔ ۴۸۷دارم دلی که پای ز هر گلشنی کشید
  4. شمارهٔ ۴۸۸دل حزین عجبی نیست کز نوا افتد
  5. شمارهٔ ۴۸۹همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می‌چکد
  6. شمارهٔ ۴۹۰چون مست من سوار به عزم شکار شد
  7. شمارهٔ ۴۹۱ز دام عشق کی آزادی‌ام هوس باشد
  8. شمارهٔ ۴۹۲دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.