پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۵

چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد

تَذَرْوی در میان سبزهٔ زنگار می‌گردد

رهی می‌باشد از دل‌ها به سوی یکدگر، اما

اگر آید غباری در میان دیوار می‌گردد

اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شو

که هرجا سیل را افتد گذر، هموار می‌گردد

تنی داری که می‌میرد برای جامه، ای زاهد

سری داری که بر گرد سر دستار می‌گردد

سلیم از گریهٔ من آنچنان گل شد سر کویش

که تا پیدا کند خاکی سرم بسیار می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۷نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
  2. شمارهٔ ۴۷۸چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد
  3. شمارهٔ ۴۷۹نکته سنجان! صفحه را از وصف می گلگون کنید
  4. شمارهٔ ۴۸۰دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۸۱حریر شعله ی ما را در آب می بافند
  6. شمارهٔ ۴۸۲در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
  7. شمارهٔ ۴۸۳خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
  8. شمارهٔ ۴۸۴برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.