پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید

کشتن سیماب، دارد دعوی خون شهید

گر نباشد تیر او در سینه، نگشاید دلم

نسبت پیکان او با دل چو قفل است و کلید

در میان پیرهن دارد میان نازکی

همچو مو باریک و همچون تار پیراهن سفید

بخل در خوان کریمان نیست، از کم قسمتی ست

کز گلوی خویش، ماهی آب دریا را برید

در سفر دایم عزیزی هست این گلزار را

بلبل از پرواز اگر بنشست، رنگ گل پرید

کار ما افتاد با سبزان هندستان سلیم

کیسهٔ دل را تهی کردیم از سرخ و سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد
  2. شمارهٔ ۴۷۹نکته سنجان! صفحه را از وصف می گلگون کنید
  3. شمارهٔ ۴۸۰دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۸۱حریر شعله ی ما را در آب می بافند
  5. شمارهٔ ۴۸۲در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
  6. شمارهٔ ۴۸۳خوش آنکه دوستی از دوست باخبر گردد
  7. شمارهٔ ۴۸۴برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
  8. شمارهٔ ۴۸۵نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.