پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید

به رنگ گل که شود در میان آب سفید

برابری به مه من نمی کند هرگز

چنین خوش است ادب، روی آفتاب سفید!

صفای سوختگی بین و فیض آتش عشق

که چون نمک شده خاکستر کباب سفید

ز تاب آتش می بس که چهره اش افروخت

به پیش او نتواند شدن نقاب سفید

ز بس که بی تو سیه دید روزگار مرا

ز گریه شد مژه در چشم آفتاب سفید

کنند اهل محبت ز فیض عشق سلیم

کتان خویش به صابون ماهتاب سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰شورش منصور را آخر سرم معراج شد
  2. شمارهٔ ۴۷۱دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد
  3. شمارهٔ ۴۷۲دلم چو لاله در اطراف باغ می‌رقصد
  4. شمارهٔ ۴۷۳از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
  5. شمارهٔ ۴۷۴به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
  6. شمارهٔ ۴۷۵چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد
  7. شمارهٔ ۴۷۶خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید
  8. شمارهٔ ۴۷۷نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.