پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید

ماه نو را ز رهت گرد بر ابروی سفید

سنبلی تاب به شاخ گل نسرین زده است:

خم گیسوی تو پیچیده به بازوی سفید

نشود هیچ در آیینهٔ روشن پنهان

دلِ چون سنگ تو پیداست ز پهلوی سفید

غیر من کز کمر نازک او بی‌تابم

نشنیدم که برد دل ز کسی موی سفید!

چه غم از تیرگی بخت، وفا گر داری

خوش بود خال سیه بر طرف روی سفید

عقل و هوش از من بیدل رخ او برد سلیم

از کدامین چمن است این گل خوشبوی سفید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹چشم توام ز هوش تهیدست می کند
  2. شمارهٔ ۴۷۰شورش منصور را آخر سرم معراج شد
  3. شمارهٔ ۴۷۱دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد
  4. شمارهٔ ۴۷۲دلم چو لاله در اطراف باغ می‌رقصد
  5. شمارهٔ ۴۷۳از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
  6. شمارهٔ ۴۷۴به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
  7. شمارهٔ ۴۷۵چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد
  8. شمارهٔ ۴۷۶خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.