پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۹

چشم توام ز هوش تهیدست می کند

یک سرمه دان شراب، مرا مست می کند!

منعم مکن که گریه ی مستانه را دلم

چنان که می به جام و سبو هست، می کند

آرام، سازگار اسیران عشق نیست

بلبل فغان به شاخ چو بنشست، می کند

فریاد شد ز خانه ی همسایگان بلند

مطرب ز بس که زمزمه را پست می کند

آن باغبان که همت خود را بلند کرد

دیوار اگر کند به چمن، پست می کند

سوز دلم ز آبله لشکر کشیده است

هرجا که رو نهد چو کف دست می کند

تا کرده اند نسبت او را به گل سلیم

بوی گلم چو مرغ چمن مست می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۱دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد
  2. شمارهٔ ۴۷۲دلم چو لاله در اطراف باغ می‌رقصد
  3. شمارهٔ ۴۷۳از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
  4. شمارهٔ ۴۷۴به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
  5. شمارهٔ ۴۷۵چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد
  6. شمارهٔ ۴۷۶خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید
  7. شمارهٔ ۴۷۷نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
  8. شمارهٔ ۴۷۸چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.