پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد

سحر را شورش مرغان به من صبح قیامت کرد

دلی بر باد دادم در ره مهر و وفای او

که خورشید از غبارش خانه ی خود را عمارت کرد

هوای کشته گردیدن به تیغ آفتاب خود

سراپای مرا چون شمع، انگشت شهادت کرد

صبا از چین زلف او مگر سوی چمن آمد

که بوی مشک، زخم لاله و گل را جراحت کرد

سلیم آزادی هرکس به محشر باعثی دارد

گناه می‌کشان را ساقی کوثر شفاعت کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
  2. شمارهٔ ۴۷۴به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
  3. شمارهٔ ۴۷۵چو آیینه خیالش در دلم بسیار می‌گردد
  4. شمارهٔ ۴۷۶خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید
  5. شمارهٔ ۴۷۷نوبهار آمد که روی باغ را گلگون کند
  6. شمارهٔ ۴۷۸چه غم دارد مرا از خویش اگر محروم می‌سازد
  7. شمارهٔ ۴۷۹نکته سنجان! صفحه را از وصف می گلگون کنید
  8. شمارهٔ ۴۸۰دوستان می‌روم از خود که صبا می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.