پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد

چو آن مرغی که بر شاخ بلندی آشیان دارد

ز هجر و وصل می سوزد دلم یارب چه بخت است این

که یاقوت مرا، هم آب و هم آتش زیان دارد

شب وصلم ز رشک غیر همچون روز هجران است

بهار گلشن ما چون حنا رنگ خزان دارد

به کوی عشق او چون می توانم گم کنم خود را؟

که همچون لاله هر عضو من از داغی نشان دارد

ملاحت هرکه می خواهد، به هندش رهنمایی کن

که حسن شورش انگیزش نمک در سرمه دان دارد

درین گلشن مرا رحمی به حال لاله می آید

که داغ بی بقایی چون زر هندوستان دارد

طلبکار دیانت چون کلیدیم اندرین بازار

متاعی را که می جوییم ما، قفل دکان دارد

شکست پیکرم از اشک خونین می شود ظاهر

کزو هر قطره‌ای چون دانهٔ نار استخوان دارد

ز گفتارم سلیم آزرده‌ای جز خود نمی‌بینم

اگر خاری درین باغ است، دست باغبان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
  2. شمارهٔ ۴۶۸ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
  3. شمارهٔ ۴۶۹چشم توام ز هوش تهیدست می کند
  4. شمارهٔ ۴۷۰شورش منصور را آخر سرم معراج شد
  5. شمارهٔ ۴۷۱دلم در باغ نتوانست امشب خواب راحت کرد
  6. شمارهٔ ۴۷۲دلم چو لاله در اطراف باغ می‌رقصد
  7. شمارهٔ ۴۷۳از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
  8. شمارهٔ ۴۷۴به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.