پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند

چون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند

خرمن ز خوشه، رفته ی جاروب برق شد

در خواب چشم مور ز غفلت چو دانه ماند

تاراج هرچه داشت، نمودیم و می خوریم

افسوس حلقه ای که به گوش زمانه ماند

نقصانی از رمیدن مرغان نشد ترا

همچون گره به حلقه ی دام تو دانه ماند

رفتم ازین خرابه و از ضعف سایه ام

همچون نشان دود به دیوار خانه ماند

در راه دین چه کار برآید ز منعمان

دستی که مور داشت در آغوش دانه ماند

عیشی سلیم قسمت ما نیست در جهان

دردسری به ما ز شراب شبانه ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳چشم پرافسون او سحرآفرینی می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۶۴همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
  3. شمارهٔ ۴۶۵دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد
  4. شمارهٔ ۴۶۶وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد
  5. شمارهٔ ۴۶۷ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
  6. شمارهٔ ۴۶۸ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
  7. شمارهٔ ۴۶۹چشم توام ز هوش تهیدست می کند
  8. شمارهٔ ۴۷۰شورش منصور را آخر سرم معراج شد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.