پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۹

ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد

هم می و هم مژه دارد، دگری کی دارد

کار جوشن ز حریر می گلگون آید

چه غم از سنگ بود، شیشه اگر می دارد

جام می را به میان آر که وا خواهد کرد

نغمه ای مطرب اگر در گره نی دارد

نفسی خوش نزند دل که پشیمان نشود

خنده ی شیشه عجب گریه ای از پی دارد

عشق، صوت عجبی کرده به دل ساز سلیم

شیر در بیشه ی ما زمزمه ی نی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۱از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
  2. شمارهٔ ۴۶۲دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد
  3. شمارهٔ ۴۶۳چشم پرافسون او سحرآفرینی می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۶۴همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
  5. شمارهٔ ۴۶۵دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد
  6. شمارهٔ ۴۶۶وقت آن شد که جنون رخت به صحرا ببرد
  7. شمارهٔ ۴۶۷ای به خورشید سیاهی زده از روی سفید
  8. شمارهٔ ۴۶۸ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.