پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین دارد

همیشه نقره خنگ خویش را در زیر زین دارد

جهان سامان خود را عیب پوش ناقصان سازد

ندارد دست هرکس را که بینی آستین دارد

سمندروار بر دریای آتش می زند خود را

ز مکتوبم کبوتر گرچه بال کاغذین دارد

فکنده چین بر ابرو از برای زیب حسن او را

دل ما شکوه ای گر دارد از نقاش چین دارد

گهی نالم، گهی گریم، گهی سوزم، گهی میرم

زمانه بی توام گر زنده دارد، این چنین دارد

سزد گر لاف همچشمی به شاهان می زند دهقان

سلیمان خود است آن کو نگین واری زمین دارد

نهد هر کس سلیم از مهر دستی بر دل ریشم

چو نیکو بنگرم، نیشی نهان در آستین دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴عاشق پرشِکوه خاموش از تغافل می‌شود
  2. شمارهٔ ۴۵۵تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
  3. شمارهٔ ۴۵۶ز می به آب فتادن مرا زیان دارد
  4. شمارهٔ ۴۵۷همچو مرغ از دست من پیمانهٔ مل می‌پرد
  5. شمارهٔ ۴۵۸چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
  6. شمارهٔ ۴۵۹ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد
  7. شمارهٔ ۴۶۰عشق آشوب دل و جوش درون می‌آرد
  8. شمارهٔ ۴۶۱از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.