پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۴

عاشق پرشِکوه خاموش از تغافل می‌شود

طوطی از آیینه چون رو دید، بلبل می‌شود

فارغ از زخم خس و خاریم کز فیض چمن

دامنت ما خود به خود چون غنچه پر گل می‌شود

دست و پایی زن، که نبود در شمار زندگان

هرکه چون من نقش دیوار توکل می‌شود

حاصل سرمایهٔ خاشاک معلوم است چیست

در گلستانی که سودا با زر گل می‌شود

عاشقان دارند غوغا در شهادتگاه عشق

فتنه‌ها در خیل شاهان بر سر پل می‌شود

بعد مردن، از پریشانی به خاک من سلیم

تخم هر گل را که افشانند، سنبل می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۶ز می به آب فتادن مرا زیان دارد
  2. شمارهٔ ۴۵۷همچو مرغ از دست من پیمانهٔ مل می‌پرد
  3. شمارهٔ ۴۵۸چو شعله آن گل رویم به روی خار کشید
  4. شمارهٔ ۴۵۹ساقی ما که بسی چشم و دل از پی دارد
  5. شمارهٔ ۴۶۰عشق آشوب دل و جوش درون می‌آرد
  6. شمارهٔ ۴۶۱از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماند
  7. شمارهٔ ۴۶۲دلم به سینه ز ننگ سخنوری خون شد
  8. شمارهٔ ۴۶۳چشم پرافسون او سحرآفرینی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.