پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۶

مژگان من وظیفهٔ خوناب می‌خورد

غواض نان ز سفرهٔ گرداب می‌خورد

داغم ز دست لاله که در موسم بهار

دارد شراب در قدح و آب می‌خورد

بی‌نغمه‌ای شکفته نگردد دل از شراب

خرم دلی که آب ز دولاب می‌خورد

زاهد به خانه جام بلورم به طاق دید

گفت این گل کدو ز کجا آب می‌خورد؟!

منعش مکن که در نظرش طاق ابرویی‌ست

آن کس که می به گوشهٔ محراب می‌خورد

حیران اضطراب گل و لاله‌ام، مگر

آب این چمن ز شبنم سیماب می‌خورد؟

آسایشی نمانده ز عقل و جنون مرا

در عشق رشته‌ام ز دو سر تاب می‌خورد

مرغی نیم که دانه‌خور بوستان شوم

از چشمه‌سار دام، دلم آب می‌خورد

زنجیر را کشاکش دیوانه بگسلد

زلف تو تاب از دل بی‌تاب می‌خورد

مستی سلیم باد حلال کسی که می

در روز ابر و در شب مهتاب می‌خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۸خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند
  2. شمارهٔ ۴۴۹شد بناگوش، چو صبحم همه یکبار سفید
  3. شمارهٔ ۴۵۰قدح بر چشمهٔ خورشید در جوهر شرف دارد
  4. شمارهٔ ۴۵۱اضطراب شعله را داغم به گلخن می‌دهد
  5. شمارهٔ ۴۵۲ز بس اندیشه از آشوب ملک جم، نگین دارد
  6. شمارهٔ ۴۵۳بلبل ما ناله بر آهنگ غربت ساز کرد
  7. شمارهٔ ۴۵۴عاشق پرشِکوه خاموش از تغافل می‌شود
  8. شمارهٔ ۴۵۵تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.