پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید

مژدهٔ یوسفی از بانگ جرس می‌آید

طالع شهرت پروانه بلا شد در عشق

ورنه بی‌تابی او از همه‌کس می‌آید

چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخ

سرزده تا به دلم همچو نفس می‌آید

کرده محرومی باغم به اسیری خشنود

زان که بوی چمن از چوب قفس می‌آید

ناامیدی روش اهل طلب نیست سلیم

از هما آنچه نیاید، از مگس می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱از عکس رخش که تاب دارد
  2. شمارهٔ ۴۴۲چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود
  3. شمارهٔ ۴۴۳در ره شوق، دل از بیم خطر می‌لرزد
  4. شمارهٔ ۴۴۴چنان به عشق تو دل با زمانه شک دارد
  5. شمارهٔ ۴۴۵به راه شوق، خضر جستجو چه می داند
  6. شمارهٔ ۴۴۶مژگان من وظیفهٔ خوناب می‌خورد
  7. شمارهٔ ۴۴۷ز خنده آب بقا را به تشنه شور کند
  8. شمارهٔ ۴۴۸خوش آنکه خسته دلان می ز جام ژرف کشند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.