پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند

چو آفتاب، سر بی‌کلاه می‌خواهند

به چشمه خضر سراغم دهد، نمی‌داند

که تشنگان ذقن، آب چاه می‌خواهند

ز ناز و غمزه در آن چشم هرچه خواهی هست

ولی چه سود، اسیران نگاه می‌خواهند

به حال خضر ازین رهروانم آید رحم

که آب می‌دهد و نان راه می‌خواهند

دلی چو زاغ طلب کن به عزم گلشن هند

که رونما ز تو مرغ سیاه می‌خواهند

سلیم داغ نهان فاش کن به دعوی عشق

که منکران محبت گواه می‌خواهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود
  2. شمارهٔ ۴۳۷به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
  3. شمارهٔ ۴۳۸گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می‌زند
  4. شمارهٔ ۴۳۹کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۴۰عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد
  6. شمارهٔ ۴۴۱از عکس رخش که تاب دارد
  7. شمارهٔ ۴۴۲چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود
  8. شمارهٔ ۴۴۳در ره شوق، دل از بیم خطر می‌لرزد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.