پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

می‌گریزد خوابم از جایی که مخمل می‌برند

دردسر می‌گیردم تا نام صندل می‌برند

از خراش ناخن غم سینه‌ام دارد صفا

آینه چون زنگ می‌گیرد به صیقل می‌برند

آتش سودا ز بس در مغز من جا کرده است

از سرم در پیش پیش عقل، مشعل می‌برند

هیچ لذت چون مکرر دیدن معشوق نیست

رشک یک‌بینان او بر چشم احول می‌برند!

عیب‌پوشی چشم نتوان داشت از اهل جهان

بیشتر دستار اینجا از سر کل می‌برند

طرفه صحرایی‌ست این کز حسن بی‌پروا سلیم

ناخن شیر آهوانش بهر هیکل می‌برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود
  2. شمارهٔ ۴۳۶دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود
  3. شمارهٔ ۴۳۷به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
  4. شمارهٔ ۴۳۸گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می‌زند
  5. شمارهٔ ۴۳۹کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۴۰عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد
  7. شمارهٔ ۴۴۱از عکس رخش که تاب دارد
  8. شمارهٔ ۴۴۲چشم خود بگشا حدیث خوش نگاهی می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.