پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد

که چشم را نمک او چو خواب می‌گیرد

خروش سیل سرشک مرا علاجی نیست

ز سنگ سرمه کی آواز آب می‌گیرد؟

صبا چو وصف می و می‌فروش با گل کرد

به خنده گفت که آیا کتاب می‌گیرد؟

چو گل ز پرورشم باغبان زیان نکند

که آب می‌دهد، از من گلاب می‌گیرد

سلیم آنکه چو موسی به حرف گستاخ است

ز کوه مطلب خود را جواب می‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند
  2. شمارهٔ ۴۳۳می‌گریزد خوابم از جایی که مخمل می‌برند
  3. شمارهٔ ۴۳۴به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند
  4. شمارهٔ ۴۳۵قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود
  5. شمارهٔ ۴۳۶دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود
  6. شمارهٔ ۴۳۷به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
  7. شمارهٔ ۴۳۸گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می‌زند
  8. شمارهٔ ۴۳۹کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.