پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد

نانم ز صدف خشکتر از آب برآمد

بر کشتی صد پاره ی من بس که دلش سوخت

چون ابر سیه، دود ز گرداب برآمد

از میکده بگذر که به گرداب خم می

هرکس که فرو رفت ز محراب برآمد

از بس که مرا رشک به بی تابی او بود

کام دلم از کشتن سیماب برآمد!

چون دود که خیزد از سر شمع، شبم را

این تیرگی از گوهر شب تاب برآمد

در شعله خرامان رود آن گونه که گویی

پروانه به سیر شب مهتاب برآمد

موقوف صفیری ست سلیم آگهی ما

از ناله ی بلبل دلم از خواب برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳می‌گریزد خوابم از جایی که مخمل می‌برند
  2. شمارهٔ ۴۳۴به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند
  3. شمارهٔ ۴۳۵قفس ترا چو خوش افتاد به ز باغ بود
  4. شمارهٔ ۴۳۶دیگر بهار شد که هوا گلفشان شود
  5. شمارهٔ ۴۳۷به عشق باده ز خون امید و بیم خورند
  6. شمارهٔ ۴۳۸گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می‌زند
  7. شمارهٔ ۴۳۹کاروانی دگر از مصر هوس می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۴۰عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.