پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱

آنکه در پیری می عشرت به ساغر می‌کند

در کنار بام، مستی چون کبوتر می‌کند

گفتگوی مردم دیوانه دارد تازگی

تا سخن سر می‌کند، صد کس قلم سر می‌کند

از حقارت ننگرند اهل نظر سوی کسی

مور را آیینه‌ام نسبت به جوهر می‌کند

همچو نیکان می‌توان شد، بخت اگر یاری کند

قطره را امیدوار از خویش، گوهر می‌کند

خود به خود گردد مهیا حسن را اسباب ناز

مرغ دیبا بالش او را پر از پر می‌کند

وادی سرگشتگی هم خالی از همچشم نیست

گردباد از رشک مجنون خاک بر سر می‌کند

آسمان همچون حباب از جوش اشک من سلیم

برده سر در آب، تا باز از کجا برمی‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۳از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید
  2. شمارهٔ ۴۲۴اهل شیراز، بهشتی صفتان دهرند
  3. شمارهٔ ۴۲۵غریبی را به من عشقت وطن کرد
  4. شمارهٔ ۴۲۶رسید آن مست و از گردن صراحی در بغل دارد
  5. شمارهٔ ۴۲۷روزگار از چمن وصل توام دور افکند
  6. شمارهٔ ۴۲۸خورشید از نمود رخت بی نمود شد
  7. شمارهٔ ۴۲۹چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
  8. شمارهٔ ۴۳۰خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.