پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد

هر سر مو کز تنم سر زد، صدای ساز کرد

مدعای عندلیب ما نمی دانیم چیست

در گلستانی که مرغ بیضه هم پرواز کرد

گرم عاشق پروری کرد از وفا او را دلم

قمری ما سرو را آخر کبوترباز کرد

باغبان! فکر نسیمی کن برای این چمن

غنچه را بلبل به ناخن چند خواهد باز کرد؟

بی تکلف من نمی رفتم به بزم او سلیم

سرمه ی چشم پر افسونش مرا آواز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲اسیر عشق تو سود و زیان چه می‌داند
  2. شمارهٔ ۴۲۳از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید
  3. شمارهٔ ۴۲۴اهل شیراز، بهشتی صفتان دهرند
  4. شمارهٔ ۴۲۵غریبی را به من عشقت وطن کرد
  5. شمارهٔ ۴۲۶رسید آن مست و از گردن صراحی در بغل دارد
  6. شمارهٔ ۴۲۷روزگار از چمن وصل توام دور افکند
  7. شمارهٔ ۴۲۸خورشید از نمود رخت بی نمود شد
  8. شمارهٔ ۴۲۹چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.