پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

غریبی را به من عشقت وطن کرد

بیابان را به چشم من چمن کرد

چرا ای شمع خاموشی به بزمش

زبانت هست، می باید سخن کرد

چه حاصل شمع را از تاج زرین

که فانوسش پس از مردن کفن کرد

کجا اندیشه ای از مرگ دارد

کفن را آنکه چون گل پیرهن کرد

سلیم از ذوق غربت بی نصیب است

چو داغ آن کس که در یک جا وطن کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷روزگار از چمن وصل توام دور افکند
  2. شمارهٔ ۴۲۸خورشید از نمود رخت بی نمود شد
  3. شمارهٔ ۴۲۹چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
  4. شمارهٔ ۴۳۰خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد
  5. شمارهٔ ۴۳۱کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
  6. شمارهٔ ۴۳۲در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند
  7. شمارهٔ ۴۳۳می‌گریزد خوابم از جایی که مخمل می‌برند
  8. شمارهٔ ۴۳۴به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.