پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید

گریه را چون سخن عشق گلوگیر ندید

چون صبا پای سبک نه، که درین ره مجنون

آنچه از نقش قدم دید ز زنجیر ندید

پیش ما رسم تواضع ز تواضع خیزد

خم نشد گردن ما تا خم شمشیر ندید!

تا خیال تو به جاسوسی دل ها برخاست

هیچ کس را بجز از من ز تو دلگیر ندید

کرده معشوق خود آن را، عجبی نیست اگر

روی نان را به همه عمر، گدا سیر ندید

غافل از جلوه ی سبزان نتوان بود سلیم

آنچه در هند دلم دید، به کشمیر ندید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵غریبی را به من عشقت وطن کرد
  2. شمارهٔ ۴۲۶رسید آن مست و از گردن صراحی در بغل دارد
  3. شمارهٔ ۴۲۷روزگار از چمن وصل توام دور افکند
  4. شمارهٔ ۴۲۸خورشید از نمود رخت بی نمود شد
  5. شمارهٔ ۴۲۹چون در دلش ز لعل تو اندیشه بگذرد
  6. شمارهٔ ۴۳۰خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد
  7. شمارهٔ ۴۳۱کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد
  8. شمارهٔ ۴۳۲در گدایی همت ما پادشاهی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.