پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

نوبهار است و جنونم سوی هامون می‌کشد

شور رسوایی مرا بر روی مجنون می‌کشد

زین بیابان، باد دایم کشته بیرون می‌کشد

زاغ همچون خامهٔ نقاش، مجنون می‌کشد

بس که گرد غم به خاطر دارم از دور جهان

اشک چون مور از دل من خاک بیرون می‌کشد

از ترازو حال ما را می‌توان معلوم کرد

در جهان هرجا که باری هست، موزون می‌کشد

باخبر گردد گر از ذوق نوای بیدلان

پنبه را گوش تو همچون داغ در خون می‌کشد

سرو اگر همچون تذروش بر سر خود جا دهد

خاطر لیلی به پای بید مجنون می‌کشد

صد نزاکت می‌کند در شربت کوثر سلیم

جام می اما به دستش ده، ببین چون می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد
  2. شمارهٔ ۴۲۰تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
  3. شمارهٔ ۴۲۱آنکه در پیری می عشرت به ساغر می‌کند
  4. شمارهٔ ۴۲۲اسیر عشق تو سود و زیان چه می‌داند
  5. شمارهٔ ۴۲۳از نفس آنچه دلم دید، ز زنجیر ندید
  6. شمارهٔ ۴۲۴اهل شیراز، بهشتی صفتان دهرند
  7. شمارهٔ ۴۲۵غریبی را به من عشقت وطن کرد
  8. شمارهٔ ۴۲۶رسید آن مست و از گردن صراحی در بغل دارد
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.