پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

دل آشفته از نام شراب ناب می سوزد

گیاه خشک ما را همچو آتش آب می سوزد

چنان از آتش دل دود آهم مضطرب خیزد

که پنداری درون سینه ام سیماب می سوزد

به بسملگاه شوق کینه پردازان من آن صیدم

که از خونگرمی من دامن قصاب می سوزد

جنون از داغ های تن چنانم بی خبر دارد

که گویی جامه ی هستی مگر در خواب می سوزد

ز تاب شمع رویی محفل ما روشن است امشب

که چون پیراهن فانوس ازو مهتاب می سوزد

سلیم از بس دلم سرگرم استغفار عصیان است

اگر اشکی ز مژگانم چکد، محراب می سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد
  2. شمارهٔ ۴۱۶مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد
  3. شمارهٔ ۴۱۷نوبهار است و جنونم سوی هامون می‌کشد
  4. شمارهٔ ۴۱۸شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد
  5. شمارهٔ ۴۱۹زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد
  6. شمارهٔ ۴۲۰تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
  7. شمارهٔ ۴۲۱آنکه در پیری می عشرت به ساغر می‌کند
  8. شمارهٔ ۴۲۲اسیر عشق تو سود و زیان چه می‌داند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.