پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۲

درین ره کعبه سنگ راه باشد

همان به راهرو آگاه باشد

بگو توفیق را ای خواجه ی خضر

که با ما یک قدم همراه باشد

بلندی بایدت، بگذر ز پستی

ره معراج یوسف، چاه باشد

چو جان داری، چرا می ترسی از مرگ

چه باک از قرض، چون تنخواه باشد

به راهش سر نهادیم و گذشتیم

نماز رهروان کوتاه باشد

جنون عاشقان باید سلیما

اگر دایم نباشد، گاه باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۴کسی کز عاشقی دم زد، چه باک از دشمنی دارد
  2. شمارهٔ ۴۱۵چه پروای گلستان و سر و برگ چمن دارد
  3. شمارهٔ ۴۱۶مرا به کوی تو دلگرمی شراب آورد
  4. شمارهٔ ۴۱۷نوبهار است و جنونم سوی هامون می‌کشد
  5. شمارهٔ ۴۱۸شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد
  6. شمارهٔ ۴۱۹زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد
  7. شمارهٔ ۴۲۰تا مرا تعلیم عشق او نواپرداز کرد
  8. شمارهٔ ۴۲۱آنکه در پیری می عشرت به ساغر می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.